تبليغاتX
نیمه گمشده من, تویی؟

نیمه گمشده من, تویی؟

دل نوشته های من

چشم

دیگه این چشمها اون چشمی که عاشقش شدم نیست
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 1:21 بعد از ظهر  توسط مانی  | 

من تمام شده ام

 
یک قاب سفید و خالی" یک قلب بدون عشق و تمام شده"دست های سرد" سکوتی سنگین" سایه هایی مبهم" تنی بی روح
آری این من هستم" صبر کن. یک لحظه نگاهم کن
من تمام شده ام.
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط مانی  | 

در پنجره خیس چشمانم

 

و حالا خبر دفتری سیاه و نگاهی منتظر که پر از سوال بی جواب است" هیچ یادگاری از تو ندارم...
صدایت دلم را می شکند و نگاهت مرا در قعر دره تنهایی فرو می برد.نگاهت را باور کنم یا دست نوشته هایت را؟
تنها بودم و تنهاترین شدم.ذره ذره تو را بدست آوردم و دریا دریا نگاهم تو را ضجه زدوگریست.
تو را گریه کردم تا دیگر در قاموس چشمانم نباشی.تا دیگر یادم"دلت را عذاب ندهد"ولی سوزش دلم میگوید تو هنوز در کنج این ویرانه جا داری.
چرا نمی توانم تو را از یاد تنهاییهایم پاک کنم؟ چرا نمی توانم...!؟چرا...؟
به باد صبا گفتم حال تو را برایم بپرسد. پرسیدو آمد.غمگین و دلشکسته کنار پیچک یادت نشست.نگاهش کردم و گفت:((خودش است بدون تو و یاد تو...)) و حالا دلم خوش است به خبر خوش بودن تو...
راستی!برگه خداحافظ تو را قاب کردم و در پنجره خیس چشمانم آویختم. زیباترین و تلخ ترین هدیه روز تولدم.
زجرآورترین خاطره روزهای با هم بودن...!

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط مانی  | 

وصیت من

 

وصيت من


مرا با لباس عشق در خاک گذاريد تا بفهمد تا اخرين لحظه ي زندگی

رنگ عشق او به تن داشتم. چشمان مرا باز گذاريد تا دريابد چشم در 

 راه نگاه زيباي او بودم تا لحظه ي مرگ. دستان مرا باز گذاريد تا  

ببيند تا اخرين نفس تشنه ي اغوش گرم او بودم

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 12:55 بعد از ظهر  توسط مانی  | 

دوستت دارم فقط به خاطر خودت

دوستت دارم چون تو با باوری عميق درقلب من نشستی و مرا اميد زندگی خود قرار دادی!

دوستت دارم نه به اندازه‌ی بارون چون یه روز بند می یاد

دوستت دارم نه به اندازه‌ی برف چون یه روز آب می‌شه

دوستت دارم نه به اندازه‌ی گل چون یه روز پژمرده می‌شه

دوســـــتت دارم به انــــدازه ی تمــــام دنـــــــیا چون هیچ وقت تمـــــوم نمی شـــــه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1384ساعت 2:38 بعد از ظهر  توسط مانی  |