تا به حال تنهایی را ازعمق وجودت احساس کرده ای؟
تنهایی که عشق را فریاد می زنی.
و در عمق تنهایی همدمی از جنس بلور را تصور می کنی.
آن گاه عشق را می یابی ، از آن لذت می بری
و غنیمت می شماری لحظه هایش را.
آن گاه دوباره تنها می شوی.
اما این بار تنهایی را خواهانی.
و در عمق تنهایی از وجود زیبایی لبریز می شوی و به اوج می رسی.
+ نوشته شده در یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط مانی
|
آموخته ام زندگی دشوار است
اما من از آن سخت ترم
آموخته ام.... که شکست سخت است
اما تحمل آن پیروزی است.
+ نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط مانی
|
هيچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد
دیشب دلی كشيدم
شبيه نيمه سيبی
كه به خاطر لرزش دستانم
در زير آواری از رنگ ها ناپديد ماند
+ نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط مانی
|
من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش
کبریائی خود نداری
من چون توئی دارم و تو چون خود نداری
+ نوشته شده در پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط مانی
|
به نام خداوند دل های سبز
نمی دونم چرا میگن دنیا دو روزه.چرا میگن زود میگذره.اخه رو چه حسابی اینارو میگن؟
یعنی هنوز دو روز نشد؟چرا زود نمی گذره
میگن اگه غصه داری بیخیال! ما که همش بیخیال بودیم
میگن بیخیال دنیا به بیخیالیش خوشه! مردیم از خوشی اما رنگشم ندیدیم.
چون هیچوقت خوش نبودیم همش بیخیال بودیم...
باشه بازم بیخیال. بیخیاله دنیا.بیخیاله آدماش.بیخیاله نامردها.بیخیاله سکوت در هم شکسته آدما...
غم دنیارو بیخیال
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت1385ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط مانی
|
میدونین عشق یعنی چی؟
عشق یعنی بعد از نمازت وقتی خواستی دعا کنی، خودتو از یاد ببری
و فقط برای عشقت دست به دعا ببری
و نا خودآگاه هرچی از خدا میخوای برای معشوقت باشه...
+ نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت1385ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط مانی
|