تبليغاتX
نیمه گمشده من, تویی؟ - تولد من

نیمه گمشده من, تویی؟

دل نوشته های من

تولد من

 بیست و دو سال پیش چنین روزی یه ادم به ادم های دیگه اضافه شد .

 

 وقتی از مادر متولد شدم یه صدایی در گوشم طنین انداخت که بد از این با   تو خواهم بود

 

 گفتم تو کیستی ؟

                       گفت غم

 

 

 فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعد ها او بازی خواهم کرد.  ولی حالا که از اون 

 

 قضیه  بیست و دو سال میگذره تازه میفهمم که من عرو سکی بودم در دستان غم.

 

 وقتی به دنیا اومدم من تنها کسی بودم که گریه میکردم و همه میخندیدن

 

 دوست دارم یه جوری زندگی کنم که وقتی رفتم تنها من بخندم و دیگرون  گریه کنن.

 

      از همه دوستانم که روز تولد من رو از یاد نبرده بودن ممنون .

 

 

         تولدم مبارک

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 فروردین1385ساعت 10:52 قبل از ظهر  توسط مانی  |